رواندرمانی

چطور یک درمانگر خوب پیدا کنیم؟

تقریباً هر کسی که به روان‌درمانی فکر می‌کند، دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو می‌شود: از کجا بدانم یک درمانگر برای من مناسب است؟

پرسش مهمی است و کاملاً طبیعی است که ذهنمان را درگیر کند. روان‌درمانی سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی از وقت، انرژی و پول ما می‌طلبد. اما مهم‌تر از همۀ اینها، نوعی سرمایه‌گذاری عاطفی است. قرار است بخش‌هایی از دنیای درونمان را با کسی در میان بگذاریم -تردیدها، ناامنی‌ها و کشمکش‌هایی که شاید کمتر کسی از آنها خبر داشته باشد. چنین کاری می‌تواند ما را در موقعیتی بسیار آسیب‌پذیر قرار دهد. بنابراین طبیعی است که بخواهیم مطمئن شویم خودمان را به دست فرد مناسبی سپرده‌ایم.

اگر در گوگل جست‌وجو کنید «چطور یک درمانگر انتخاب کنم؟» یا همین سؤال را از یک چت‌بات هوش مصنوعی بپرسید، با توصیه‌های فراوانی روبه‌رو می‌شوید. بیشتر آنها را می‌توان در سه پرسش اصلی خلاصه کرد:

۱. آیا درمانگر صلاحیت کافی دارد؟ آیا از آموزش، مدارک حرفه‌ای و تجربۀ لازم برخوردار است تا بتواند به شکلی ایمن و مؤثر کار کند؟
۲. آیا رویکرد درمانی او با چیزی که من به دنبالش هستم تناسب دارد؟ برای مثال، اگر در پی مهارت‌های کاملاً عملی و راه‌حل‌محور هستید، حتی باتجربه‌ترین درمانگر روان‌کاوانه هم ممکن است انتخاب مناسبی برایتان نباشد و شاید بهتر باشد به سراغ درمانگری بروید که در درمان شناختی‌ـ‌رفتاری (CBT) یا مشاوره آموزش دیده است.
۳. احساس درونی من چه می‌گوید؟ آیا در کنار این فرد احساس امنیت می‌کنم؟ آیا می‌توانم تصور کنم که به‌تدریج بتوانم با او از مسائل شخصی و خصوصی‌ام حرف بزنم؟

اینها معیارهای خوبی هستند و حداقل‌هایی را مشخص می‌کنند که می‌توان از یک درمانگر انتظار داشت. اما مسئله اینجاست که چنین فهرست‌هایی عمدتاً به چیزهایی می‌پردازند که پیش از آغاز درمان یا نهایتاً پس از یکی دو جلسه می‌توان فهمید. در عمل، معمولاً به زمان بیشتری نیاز داریم تا دریابیم آیا این درمان و این درمانگر واقعاً برای ما مناسب‌اند یا نه. بعضی از مهم‌ترین نشانه‌ها تازه زمانی آشکار می‌شوند که مدتی از شروع درمان گذشته و رابطه‌ای میان شما و درمانگرتان شکل گرفته است.

در ادامه می‌خواهم هفت نکته را مطرح کنم که پس از آغاز درمان می‌توانید دربارۀ آنها تأمل کنید. اینها معیارهایی نیستند که بتوان به‌سادگی کنارشان تیک زد؛ بیشتر پرسش‌هایی شخصی و تا حدی ذهنی‌اند که پاسخشان از تجربۀ مستقیم شما با درمانگرتان به دست می‌آید. این نکات بر یافته‌های علمی سال‌های اخیر دربارۀ عوامل مؤثر در روان‌درمانی، تجربۀ بالینی خودم به‌عنوان درمانگر و همچنین برخی از دیدگاه‌های دکتر نویل سیمینگتون (Neville Symington) در کتاب چگونه یک روان‌درمانگر انتخاب کنیم (How to Choose a Psychotherapist, 2020) استوارند.

۱. سوگیری‌های خودتان را در نظر بگیرید

بیایید از خودتان شروع کنیم. چه بخواهید و چه نخواهید، جهان‌بینی، پیش‌فرض‌ها و الگوهای رابطه‌ای خود را با خود به اتاق درمان می‌آورید. این نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه در روان‌درمانی روان‌کاوانه دقیقاً قرار است چنین اتفاقی بیفتد.

مثلاً ممکن است بعد از چند جلسه با خودتان فکر کنید: «درمانگرم آن‌قدر که انتظار داشتم باهوش نیست» یا «به نظرم به اندازۀ کافی گرم و صمیمی نیست.» این برداشت‌ها مهم‌اند و نباید آنها را نادیده گرفت. اما نکتۀ پیچیده‌تر اینجاست: گاهی واکنش‌های ما همان‌قدر که چیزی دربارۀ درمانگر می‌گویند، چیزی هم دربارۀ خود ما آشکار می‌کنند.

فرض کنید در طول زندگی بارها احساس کرده‌اید دیگران واقعاً به حرفتان گوش نمی‌دهند. شاید در کودکی والدینی داشته‌اید که اغلب حواسشان جای دیگری بوده یا احساسات و حرف‌هایتان را چندان جدی نمی‌گرفته‌اند. در این صورت چندان عجیب نیست اگر در رابطۀ درمانی نیز به‌تدریج احساس کنید درمانگرتان به شما گوش نمی‌دهد—حتی زمانی که در واقع با دقت زیادی به حرف‌هایتان توجه می‌کند. منظور این نیست که برداشت شما الزاماً اشتباه است؛ بلکه ممکن است تجربه‌های گذشته بر نحوۀ دیدن و تفسیر رابطۀ کنونی‌تان سایه انداخته باشند.

بنابراین پیشنهاد من این است که در قضاوت عجله نکنید. کمی به رابطه فرصت بدهید؛ شاید چند جلسۀ دیگر. از آن مهم‌تر، دربارۀ همین تردیدها صریحاً با درمانگرتان حرف بزنید. یک روانکاو خوب باید از چنین صداقتی استقبال کند. می‌توانید با هم بررسی کنید: چه بخشی از این احساس به شخصِ درمانگر و آنچه واقعاً میان ما اتفاق افتاده مربوط است و چه بخشی ممکن است از دنیای درونی و تجربۀ گذشتۀ شما سرچشمه گرفته باشد؟ گاهی خودِ همین کاوش یکی از مهم‌ترین بخش‌های درمان است.

۲. به نشانه‌های تغییر توجه کنید

پرسش دیگری که بد نیست هر از گاهی از خودتان بپرسید این است: آیا چیزی در من در حال تغییر است؟

منظور از تغییر این نیست که بعد از چند جلسه همۀ مشکلاتتان حل شده باشند. دنبال تغییرات کوچک‌تر باشید. آیا گاهی پس از جلسه متوجه می‌شوید به موضوعی از زاویۀ تازه‌ای نگاه می‌کنید؟ آیا در موقعیتی که معمولاً شما را به‌شدت آشفته می‌کرد، این بار اندکی متفاوت واکنش نشان داده‌اید؟ یا شاید حتی جلسه‌ای شما را ناراحت و برآشفته کرده، اما در عین حال حس می‌کنید چیزی در درونتان به جنبش درآمده است؟

درمانِ خوب لزوماً در همان لحظه احساس خوشایندی ایجاد نمی‌کند. گاهی دشوار و چالش‌برانگیز است. اما در گذر زمان باید بتوانید نشانه‌هایی ببینید از اینکه خودتان را بهتر می‌شناسید و حالات عاطفی و روابطتان، هرچند آهسته، در حال تغییرند.

اگر پس از تک‌تک جلسات دقیقاً با همان احساس و همان نگاه قبلی بیرون می‌آیید و هیچ بینش، پرسش یا چشم‌انداز تازه‌ای شکل نمی‌گیرد، شاید بد نباشد از خودتان بپرسید آیا این درمان واقعاً به رشد و تغییر شما کمک می‌کند؟

۳. آموزش و تجربۀ درمانگر را جدی بگیرید

حالا به خود درمانگر برگردیم. آموزش مهم است؛ تجربه هم مهم است. اما یکی از ویژگی‌های خاص آموزش روان‌کاوانه این است که تقریباً همۀ درمانگران روان‌کاوانه خودشان نیز دورۀ قابل‌توجهی روان‌درمانی را پشت سر گذاشته‌اند.

اهمیت این موضوع را نباید دست‌کم گرفت. درمانگر در جایگاهی شبیه جایگاه شما نشسته است. با تردیدها، دفاع‌ها و نقاط کور خودش روبه‌رو شده و از نزدیک می‌داند حرف زدن از خصوصی‌ترین بخش‌های وجود تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد. پیش از آنکه بخواهد به دیگران در رویارویی با تعارض‌های درونی‌شان کمک کند، ناچار بوده با بخشی از تعارض‌های خودش مواجه شود.

بنابراین وقتی می‌خواهید ببینید کسی درمانگر مناسبی برای شماست یا نه، فقط به مدارک و عنوان‌های حرفه‌ای نگاه نکنید. از خودتان بپرسید: آیا به نظر می‌رسد این فرد خودش نیز کار درونی انجام داده است؟ آیا در نحوۀ حضور و سخن گفتنش ظرفیت خوداندیشی و تأمل دیده می‌شود، یا بیشتر کسی است که برای هر مسئله‌ای توصیه‌ای آماده در آستین دارد؟ درمانگری که خودش چندان به درونش نگاه نکرده باشد، احتمالاً در همراهی شما برای انجام این کار نیز با محدودیت روبه‌رو خواهد شد.

۴. ببینید در اتاق درمان واقعاً چه کاری انجام می‌شود

نکتۀ مهم دیگر این است: در طول جلسات واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟

کار درمانگری که با شما تناسب خوبی دارد، صرفاً آرام کردنتان، تکرار حرف‌هایتان یا ارائۀ فهرستی از توصیه‌ها نیست. او کمک می‌کند معانی کمتر آشکار را ببینید؛ میان چیزی که امروز می‌گویید و حرفی که چند هفتۀ پیش زده‌اید ارتباط برقرار می‌کند؛ تناقض‌ها و الگوها را به شما نشان می‌دهد و گاهی نیز به چالش‌تان می‌کشد—حتی اگر این مواجهه همیشه راحت نباشد.

به همان اندازه مهم است که درمانگر از نظر عاطفی در رابطه حضور داشته باشد. باید بتوانید احساس کنید آنچه می‌گویید بر او اثر می‌گذارد، بی‌آنکه این اثر او را از پا درآورد یا بر رابطه مسلط شود. او حضور دارد و اهمیت می‌دهد، اما قرار نیست دوست شما شود یا نقش نجات‌دهنده را برایتان بازی کند.

می‌توان درمان را تا حدی به یاد گرفتن دوچرخه‌سواری تشبیه کرد. اگر درمانگر فقط دستی به پشتتان بزند و مدام بگوید «عالیه، همین‌طور ادامه بده»، چیز زیادی یاد نخواهید گرفت. اگر هم سر شما فریاد بزند یا فرمان دوچرخه را از دستتان بگیرد، باز فرصتی برای یاد گرفتن ندارید. اما اگر در کنارتان بماند —با ثبات و توجه— و گاهی به شما نشان دهد کجا تعادلتان به هم می‌خورد، به‌تدریج یاد می‌گیرید خودتان رکاب بزنید.

۵. به موضع اخلاقی و عاطفی درمانگر توجه کنید

این نکته ظریف‌تر است، اما اهمیت زیادی دارد. وقتی از رفتاری حرف می‌زنید که خودتان هم از آن راضی نیستید —مثلاً بر سر شریکتان فریاد زده‌اید یا به رئیس‌تان دروغ گفته‌اید— درمانگرتان چه واکنشی نشان می‌دهد؟

درمانگر خوب فوراً تلاش نمی‌کند با گفتن جملاتی مثل «این‌قدر به خودت سخت نگیر» احساس ناراحتی‌تان را از بین ببرد. از آن طرف هم قرار نیست در مقام قاضی بنشیند و بگوید: «کارت خیلی بد بوده؛ نباید این کار را می‌کردی.» در عوض، کمک می‌کند بتوانید مدتی با ناراحتی ناشی از رفتارتان بمانید، آن را احساس کنید و بفهمید چه چیزی در پسِ آن بوده است.

به این ترتیب، درمانگر به رشد وجدان و مسئولیت‌پذیری شما کمک می‌کند، بدون آنکه شما را شرمنده کند. از شما می‌خواهد سهم خودتان را در رفتار و روابطتان ببینید و در عین حال اجازه نمی‌دهد همۀ مسئولیت را به گردن دیگران بیندازید. حفظ این تعادل —نه قضاوت‌گر بودن و نه آسان‌گیر و توجیه‌گر بودن— یکی از ویژگی‌های درمانگری است که می‌تواند به رشد واقعی شما کمک کند.

۶. به حس درونی‌تان گوش بدهید

فراتر از همۀ جزئیات و معیارها، یک حس درونی هم وجود دارد. آیا احساس می‌کنید فهمیده می‌شوید؟ آیا حس می‌کنید درمانگرتان شما را می‌فهمد —نه فقط معنای کلماتی را که می‌گویید، بلکه چیزی از تجربۀ درونی‌تان را؟

این به آن معنا نیست که همیشه در کنار او احساس راحتی خواهید کرد. گاهی ممکن است حرفی بزند که به چالش‌تان بکشد یا حتی از او عصبانی شوید. اما در پسِ این فرازونشیب‌ها، آیا احساس می‌کنید در این رابطه امکانی برای تغییر وجود دارد؟ آیا در شما این امید شکل می‌گیرد که این فرد واقعاً می‌تواند در مسیر تغییر همراهتان باشد؟

این قطب‌نمای درونی را نباید نادیده گرفت. اگر جلسه پس از جلسه می‌گذرد و همچنان هیچ احساسی از فهمیده شدن ندارید، یا رابطۀ درمانی به‌تدریج امیدتان را کمتر می‌کند، شاید زمان آن رسیده باشد که دربارۀ ادامۀ آن تجدید نظر کنید.

۷. در جست‌وجوی درمانگر بی‌نقص نباشید

و سرانجام، نکتۀ مهمی که به‌سادگی می‌توان از آن غافل شد: در دام پیدا کردن «درمانگر بی‌نقص» نیفتید.

جست‌وجوی درمانگر بی‌نقص تا حدی شبیه جست‌وجوی شریک عاطفی بی‌نقص است. از جایی به بعد، آنچه بیش از همه اهمیت دارد کیفیت رابطه‌ای است که میان دو نفر ساخته می‌شود.

اگر در بخش‌های دیگر زندگی کمال‌گرا هستید، احتمال زیادی وجود دارد که همین گرایش را با خود به اتاق درمان هم بیاورید. شاید بعد از مدتی با خودتان فکر کنید: «این درمانگر به اندازۀ کافی خوب نیست؛ شاید آن بیرون کسی باشد که خیلی بهتر است.» البته گاهی واقعاً همین‌طور است و تغییر درمانگر تصمیم درستی است. اما گاهی نیز همین نارضایتی بخشی از الگویی است که ارزش دارد در درمان آن را بکاویم و بشناسیم.

در واقع، بعضی از مهم‌ترین بخش‌های درمان زمانی آغاز می‌شوند که درمی‌یابید درمانگرتان بی‌نقص نیست؛ مرجعی همه‌چیزدان و جادویی نیست که همیشه پاسخ درست را در اختیار داشته باشد، و بااین‌حال هنوز می‌توانید با همین انسان ناکامل رابطه‌ای عمیق، مؤثر و التیام‌بخش بسازید.

در عین حال، روی دیگر ماجرا را هم نباید فراموش کرد. اگر درمانگری ادعا می‌کند روش او برای همه مؤثر است یا می‌تواند به همۀ مراجعان به یک اندازه کمک کند، بهتر است احتیاط بیشتری به خرج دهید. روان‌درمانی فرایندی عمیقاً شخصی است. نتیجۀ آن فقط به دانش و مهارت درمانگر بستگی ندارد؛ کیفیت رابطۀ منحصربه‌فردی که میان شما و او شکل می‌گیرد نیز سهم مهمی در آن دارد.

در نهایت، فهمیدن اینکه یک درمانگر برای شما مناسب است یا نه فقط با نگاه کردن به مدارک حرفه‌ای یا تکیه بر برداشت جلسۀ اول ممکن نیست. بخش مهم پاسخ در آن چیزی نهفته است که به‌مرور میان شما و درمانگرتان اتفاق می‌افتد: آیا می‌توانید به فرایند زمان بدهید؟ آیا نشانه‌هایی هرچند کوچک از حرکت و تغییر می‌بینید؟ آیا می‌توانید واکنش‌های خودتان را با کنجکاوی بررسی کنید؟ و درمانگر در برابر شما و دشواری‌هایتان چه موضعی می‌گیرد؟

شما به درمانگری بی‌نقص نیاز ندارید. به درمانگری نیاز دارید که بتوانید با او کاری واقعی و معنادار انجام دهید.

آیا با این مطلب ارتباط برقرار کردید؟

چنانچه مایلید درمان تحلیلی را تجربه کنید، می‌توانید با من تماس بگیرید.

تماس با من